محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

424

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

ما واجب نيست به جاى اين‌كه چشم طمع به اجر و پاداش دوخته باشيم ، با رفتار پاك و پاكيزه‌مان به دنبال اداى دينمان و شاهد نمك‌شناسى نسبت به آن نعمت‌هاى بىشمار و آن چيزهايى باشيم كه آفريدگار آنها را حتّى پيش از آنكه ما درخواست كنيم ، بر ما ارزانى داشته است ؟ . . . و هم‌چنين مىبينيم كه هرگونه ردّ و طرد فعل آينده ، هيچ‌گونه نتيجهء طبيعى و مقابلى ندارد ؛ از طريق عملى ما امكان اقامهء برهان براى اين مطلب وجود ندارد ، و يا اين‌كه بتوانيم آن را مقدّم فرض كنيم ، علاوه بر اين‌كه در ذات خود امرى بديهى است ، و يا علاوه بر اين‌كه امر ضرورى براى اثبات حقيقت اخلاقى است ، نهايت چيزى كه امكان دارد تا اين استدلال پيش ساخته را برساند ، در صورتى كه بر انديشهء كيفر تطبيق كند ، آن است كه مىتواند تا حدّى صحيح باشد و چه‌بسا قرآن به اين مناسبت احيانا آن را به كار برده است . به راستى و در واقع امر اين يك حقيقتى است ، گنه‌كارانى كه هم‌اكنون خود را خوشبخت مىدانند ، هرگز بدون كيفر نمىمانند ، زيرا در آن صورت يا آفرينش بيهوده و گزافه خواهد بود ، و يا اين‌كه با تمام تأكيد براى اجراى عدالت بازگشتى خواهد بود : « أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ . » « 1 » ، « أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً . » « 2 » . جز اين‌كه چون تفكّر خوشبختى آينده هيچ ارتباط درونى با انديشهء فضيلت ندارد ، و چون هيچ اصل عقلى وجود ندارد كه هم‌سويى سعادت و فضيلت را قطعى سازد ، پس اين دو در نزد عقل ما از يكديگر جدايند ، و مىتوانند اين‌چنين باشند تا وقتى كه يك قانون‌گذار آزاد انسانى و يا الهى به مبادرت ذاتى خود دخالتى نكرده است تا بين آن دو ( سعادت و فضيلت ) را ارتباط دهد و تركيب منظور را بين آنها برقرار نمايد . و با اين همه ، اخلاق قرآنى هم‌چون ساير اخلاقيّات دينى در اين تناقض فلسفى گرفتار نمىشود كه مطلقا عنصر اخلاقى را از عنصر حسّى جدا مىسازد ، سپس برمىگردد و بعدها ميان آن‌ها ارتباط برقرار مىكند ، ولى با تأخير زياد . البتّه ، اخلاق قرآنى ، اخلاقى است كه انسان از نخستين لحظه در وجود متكامل خويش كه

--> ( 1 ) - مؤمنون ( 23 ) آيهء 115 : آيا گمان كرديد كه ما شما را بيهوده آفريده‌ايم و به سوى ما بازگشت نخواهيد كرد ؟ ( 2 ) - قيامت ( 75 ) آيهء 36 : آيا انسان گمان مىكند كه بىهدف رها مىشود ؟ !